أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
551
قانون ( فارسى )
از حد لازم غليظ نشود . و تو مىدانى كه شكست در استخوان سر چه فرقى با شكست در اندامان ديگر دارد . و بايد اندازهء شكست استخوان را زير نظر داشته باشى ! آيا استخوان شكسته بزرگ است ؟ ميزان شكسته زياد است ؟ يا استخوان شكسته كوچك است و يا شكسته شده كم است ؟ بعدا وقتى اين موضوع را تفصيل و شرح مىدهيم ، خوب متوجه خواهى شد كه باند چگونه عمل كنى . اين موضوع را در بحث از چگونگى تغذيهء بيمار و در بحث از بستن شكسته استخوان ذكر مىكنيم . اگر از معالجهء شكستهبندى پينه بر استخوان انداختى ، بايد بيمار را سفارش دهى كه تا خوب شدن شكسته شده حركات ناراحتكننده نكند ، جماع نكند ، خشمگين نشود ، جاى بهم آمده پيچ نخورد ؛ كه حركات رنجآور ، خشم گرفتن و جماع كردن خون را كممايهتر از آنكه هست مىكنند . از جاى گرم دور باشد ، به جاى سرد برود و داروهاى بسيار تأثيربخش در گيرندگى كه تا اندازهاى گرمىبخشى و چسبانندگى داشته باشند بر شكستهء بند آورده بگذار ! مثلا در داروى گذاشتنى ثمر سرو كوهى ، ثمر درخت سرو ، كتيرا و داروهاى علاج فتق باشند . اگر استخوان شكسته شده چنان بود كه برهم جوش خوردن را چندان نپذيرفت كه مورد اطمينان باشد ، همان عمل حك كردنى را به كار ببر كه در قرحههاى سرسخت ديرعلاج به كار مىبرى . يعنى وسيلهء دست آن را شديدا ماساژ ده تا مادهء لزج بسيار كم و ناچيزى كه بر آن است زدوده شود ؛ كه از اين ماساژ دادن و زدودن جاى شكستهء استخوان گرم مىشود و خون خوب و تازه سر مىرسد و منعقد مىشود و پينه استخوان نيرومند تكوين مىيابد . اگر استخوان تغيير رنگ داده يا پوستهاى غير طبيعى بر آن آمده يا پولك مانندى بر آن نشسته است ، بايد استخوان را حك كنى و اين سربارها را بزدايى . در اين حالات نياز به گذاشتن جبيره نيست . و اگر ناگزير از پوشاندنش باشى آن را خوب ببند ! اگر در اندامى ، هم شكست استخوان روى داده و هم زخم موجود است ، نبايد شكستهبندى را به تأخير اندازى تا زخم را معالجه مىكنى ؛ زيرا اگر در به هم بستن استخوان تأخير افتد استخوان سخت و سفتتر مىشود و آنگاه زمان و دشوارى زياد مىخواهد تا جوش بخورد و شايد بلايى بزرگ به دنبال داشته باشد . اگر استخوان در اندامى شكسته است و اندام زخم دارد و زخم زياد درد مىكند و ورم كرده است و بيم خطر از آن مىرود ، به علاج زخم بپرداز و شكستهبندى را به تأخير انداز ؛ زيرا اگر اندام آسيبديده از اين تأخير در شكستهبندى استخوان كج شود بهتر از آن است كه خطر زخم تهديد به مرگش كند . يعنى بايد مهم را ول كرد و به مهمتر مشغول شد . اگر همراه شكست استخوان ، كوبيدگى در اندام بود و بيم آن بود كه خوره در اندام پديد آيد ، بايد جاى كوبيده را نشتر بزنى و بردرى تا خون ناباب خارج شود ؛ و گرنه خطرى بزرگ رخ مىدهد و اندام از هستى ساقط مىشود . اگر با شكست استخوان نزيف خون هست ، بايد خونريزى را بند آورى . بارها رخ مىدهد كه از بيم آنكه اندام شكسته استخوان ورم كند ، يا زخمى هست و از